السيد موسى الشبيري الزنجاني

6960

كتاب النكاح ( فارسى )

اعتبار عدم جهالت در مهر معين « 1 » عبارت « شرايع » « و لا بد من تعيين المهر بما يرفع الجهالة ، فلو أصدقها تعليم سورة وجب تعيينها و لو أبهم فسد المهر و كان لها مع الدخول مهر المثل » . اين مسأله‌اى كه در اينجا ذكر شده است به سه صورت مىتواند مطرح باشد ، اگر چه مقتضاى صدر و ذيل اين عبارت نسبت به اين كه مقصود در بحث كدام يك از سه صورت است قدرى ناهماهنگ هستند ؛ چرا كه عبارت « بما يرفع الجهالة » با كلى مشكّك قرار دادن مقدار مهر هم - مثل مطلق سوره كه هم بر سوره توحيد و هم بر سوره بقره صادق است - مىسازد ، در حالى كه عبارت « فلو أصدقها تعليم سورة وجب تعيينها » منافات با آن دارد و دلالت مىكند كه بايد سوره را تعيين كند و نه تنها مهمل گذاشتن صحيح نيست ، كلى مشكك هم قرار بدهد صحيح نيست . در هر حال بحث در اين است كه چه مقدار تعيين در مهر معتبر است و ادله آن حد معتبر چيست ؟ و اما آن سه صورت عبارتند از : 1 - بحث در اين باشد كه آيا تعين در نزد خداوند كافى است ، اگر چه زوجين يا يكى از آنها جاعل به آن باشند مثل اينكه بگويد كه مهر من مهر دختر علامه مجلسى باشد ، كه فقط خدا از آن آگاه است . 2 - بحث از اين باشد كه آيا اگر به طور مطلق گفته شود به طورى كه تعين ثبوتى نداشته و مصاديق مشكك داشته باشد آيا اين مقدار معلوميت كفايت مىكند مثلًا بگويد كه تعليم سوره‌اى را مهر قرار بدهيم و فرضشان اين باشد كه برايشان فرقى نكند كه كدام سوره باشد . 3 - بحث شود كه آيا اگر به طور مهمل مثلًا بگويند سوره‌اى تعليم شود لكن از

--> ( 1 ) - اين بحث با فروع مربوط به آن از اين صفحه تا صفحه 36 ادامه دارد و مربوط است به تمام درس 815 و مقدارى از درس‌هاى 814 و 816 يعنى از صفحه 393 جزوه تا صفحه 399 .